قهرمان ميرزا عين السلطنه
6820
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اشخاص جديد و اسامى تازه را چون مدتها طهران نبودم نمىشناسم ، مگر بعدها تحقيق كنم و بنويسم ) . مرده باد تدين ، مرده باد سردار سپه ملا محيط مىگفت در اين بين يك نفرى در يك محلى كه نسبتا بلندتر بود ايستاد و گفت تدين من تو را از اينجا كه ايستادهام خوب مىبينم . من كسى هستم كه چند سال نزد تو درس خواندهام ، اگر امروز اين مردم بىدينى تو را فهميدهاند من همان ايام تدريس به خوبى دانستم ، حيا كن و اين لقب تدين را تغيير بده . فرياد مرده باد تدين ، مرده باد بابيها ، مرده باد سردار سپه بلند شد . جريان كار خالصىزاده در اين بين خالصىزاده و جماعت ديگرى وارد شدند با همان فريادهاى زنده و مرده . روضهخوانى روضهء پنج تن خواند . مردم هاى هاى گريه كردند . در اين بين بانگ اذان از منارهء مسجد سپهسالار بلند شد . تمام اين جمعيت به صداى رسا اذان گفتند . خالصىزاده در يك سمت عبا را پهن [ كرد ] و بناى نماز را گذارد ، سيد على شوشترى سمت ديگر . مردم باوضو بىوضو نماز كردند . بعد خالصى و جمعى بالا رفتند . در اين بين سه تير تپانچه خالى شد براى خالصىزاده اما به حمد اللّه اصابت نكرد . جمعى را گرفتند زدند . ليكن معلوم نشد كى بود . به همان كتك چند نفر مرتكب يا غير مرتكب گذشت ( من شنيدم كه سيلى هم تدين به خالصى زده است . اما چون متواتر نبود ترديد دارم « 1 » ) . هميشه غربا و اجنبيها در ايران كار كردهاند . از سلطنت روحانى و جسمانى ملاحظه كنيد . اين خالصىزاده كه شايد به قدر يك نفر از علماى مركز و ولايات ما معلومات ندارد در ظرف يك سال از عربستان طهران آمده اين قسم كار مىكند و مردم را به سمت خود جمع كرده و در موقع شجاعت و رشادت به اين قسم مىكند . اما آن علماى ما كه پروردهء اين آب و خاك و متنعم به نعمت اين سرزميناند مثل ميت در خانهها نشسته و منتظر اسكناس يا مال صغيرند . ملا محيط براى ناهار مىرود . خالصى چه گفته و چه خواسته محققا معلوم من نشد .
--> ( 1 ) - سيلى زدن تدين به خالصىزاده حقيقت داشت . سيليى كه مثل سيلى دبير اعظم به مدرس كه خيلى خيلى برايشان گران تمام شد . ( حاشيهء مؤلف ) - دبير اعظم نادرست و احياء السلطنه درست است . ( ا . ا . )